ساعت ۱۰ صبح در کلاس درس سوم دبستان است؛ معلم پای تخته مشغول توضیح دادن مسئله ریاضی است، اما علی روی صندلیاش بند نمیشود مدام پاهایش را تکان میدهد، مدادش را میجوید و ناگهان با صدای بلند وسط حرف م
در زنگ ورزش مدرسه، وقتی مربی فرمان «دویدن درجا و پرواز» را صادر میکند، تفاوت شگرفی میان کودکان نمایان میشود: کودکی با تعادل کامل روی پنجه پا میچرخد، توپ را با مهارت مهار میکند و با چالاکی از ما
ساعت ۲ بعدازظهر است؛ دانشآموز کلاس دوم با کیفی پر از دفتر و کتاب به خانه برمیگردد، اما به محض برداشتن درِ قابلمه و دیدن خورشت قورمهسبزی یا تکههای هویج و بروکلی در سوپ، چهرهاش درهم میرود: «من
در حیاط مدرسه، وقتی دانشآموزان سال اول تا سوم ابتدایی در صفهای طولانی بر اساس قد مرتب میشوند، همیشه کودکی پیدا میشود که سرتر از بقیه است و کودکی دیگر که با حسرت به شانههای همکلاسیاش نگاه میک
ساعت ۱۱:۴۵ صبح است و زنگ ورزش تازه تمام شده؛ دانشآموزی با صورتی برافروخته، لبهایی ترکخورده و چشمانی بیرمق به کلاس بازمیگردد.
در راهروی مدرسه، هنگام زنگ ورزش، پسربچهای آرام در گوشه حیاط میایستد، بند کفشهایش را بهانه میکند تا در مسابقه دویدن با همکلاسیهایش شرکت نکند؛ کمی آنسوتر در کلاس درس، دختری مدام لبههای مانتوی
زنگ تفریح به صدا درمیآید؛ حیاط مدرسه پر از هیاهو و جنبوجوش میشود.
ساعت ۹:۳۰ صبح در کلاس درس است؛ زنگ دوم تازه آغاز شده، اما چشمان دانشآموز خمار است، مدام خمیازه میکشد، پایش را بیقرار روی زمین میکوبد و کلمات معلم را مثل صدایی محو از ته چاه میشنود.
گاهی از کلاس درس به عنوان «معلم سوم» یاد میشود؛ شما میتوانید از فضای کلاس برای تقویت تمرکز و استقلال دانشآموزان استفاده کنید.