راهنمای جامع سواد در حوزههای محتوایی و سواد رشتهای
مقدمه
آموزش سوادآموزی نباید تنها به ساعات درس زبان و ادبیات محدود شود. «سواد در حوزههای محتوایی» رویکردی نوین و جامع است که نشان میدهد چگونه مهارتهای زبانی میتوانند کلید درک عمیقتر در تمامی حوزههای یادگیری باشند. در این مقاله، به بررسی ابعاد مختلف این رویکرد، تفاوت آن با سواد رشتهای و راهکارهای عملی برای پیادهسازی آن در برنامه روزانه کودکان و دانشآموزان میپردازیم.
سواد در حوزههای محتوایی چیست؟
«سواد در حوزههای محتوایی» (Content Area Literacy) به مجموعه مهارتهای گوش دادن، سخن گفتن، خواندن، نوشتن و فرایندهای اندیشیدن گفته میشود که به دانشآموزان کمک میکند از متنهای مربوط به درسهای گوناگون مانند علوم، مطالعات اجتماعی، ریاضیات و هنر، یاد بگیرند. در این رویکرد، سواد تنها به درس زبان و ادبیات محدود نمیشود، بلکه در خدمت یادگیری همهٔ حوزههای دانشی قرار میگیرد.
راهبردهایی که پژوهشهای آموزشی اثربخشی آنها را نشان دادهاند و معمولاً در آموزش زبان و ادبیات به کار میروند، در آموزش سایر درسها نیز کارآمد هستند. از جمله این راهبردها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- آمادگی پیش از خواندن
- فعال کردن دانش پیشین
- پرسشگری
- ترسیم نقشهٔ مفهومی
- استنباط
- بازخوانی و خلاصهنویسی
نمونههای کاربردی در کلاس درس:
- درس علوم: معلم دورهٔ ابتدایی میتواند هنگام آموزش جانوران جنگلهای بارانی از راهبرد جیگسا (Jigsaw) استفاده کند. در این روش، هر دانشآموز بخشی از موضوع را مطالعه میکند، در آن بخش به تخصص میرسد و سپس آموختههای خود را با اعضای گروه در میان میگذارد. به این ترتیب، یادگیری از طریق همکاری و آموزش همسالان شکل میگیرد.
- درس مطالعات اجتماعی: معلم میتواند از جدولهای پژوهشی (Inquiry Chart یا I-Chart) برای مطالعهٔ مصر باستان بهره بگیرد. در این روش، دانشآموزان ابتدا پرسشهای اساسی خود را دربارهٔ موضوع مطرح میکنند، سپس اطلاعات را از منابع مختلف گردآوری کرده، یافتههای خود را سامان میدهند و در پایان آنچه را آموختهاند با دیگران به اشتراک میگذارند.
بر همین اساس، صاحبنظران آموزش سواد بر این باورند که:
«همهٔ معلمان، حتی معلمان علوم، ریاضی یا مطالعات اجتماعی، معلمان خواندن نیز هستند.»
سواد رشتهای چه تفاوتی با سواد در حوزههای محتوایی دارد؟
اگرچه این دو مفهوم به هم نزدیکاند، اما یکسان نیستند. سواد در حوزههای محتوایی بر مهارتهای عمومی خواندن و نوشتن تأکید دارد؛ مهارتهایی که در همهٔ درسها کاربرد دارند. اما سواد رشتهای (Disciplinary Literacy) بر شیوههای خاص خواندن، نوشتن و اندیشیدن در هر رشتهٔ علمی تمرکز میکند. هدف آن است که دانشآموزان بیاموزند مانند یک تاریخدان، زیستشناس، مهندس یا ریاضیدان فکر کنند، بخوانند و بنویسند.
در رویکرد سواد رشتهای، راهبردهای آموزشی میتواند شامل موارد زیر باشد:
- ایجاد دانش زمینهای ویژهٔ هر رشته
- آموزش واژگان تخصصی
- تحلیل ساختارهای پیچیدهٔ متنهای علمی
- استفاده از نمودارها، جدولها و دادههای دیداری برای درک متن
- طرح پرسشهای ویژهٔ همان رشته
- استناد به شواهد برای پشتیبانی یا ارزیابی ادعاها
یک مثال برای درک تفاوت:
تاریخدانان هنگام پژوهش از منابع دستاول مانند نامهها، خاطرات و روایتهای شاهدان استفاده میکنند، دیدگاههای متعارض را با یکدیگر مقایسه میکنند و منابع خود را مستند میسازند. در مقابل، دانشمندان هنگام نگارش مقالهٔ پژوهشی از واژگان تخصصی، نمودارها، جدولهای داده و گزارش دقیق فرضیه، روش پژوهش و نتایج بهره میبرند.
آیا سواد رشتهای در دورهٔ ابتدایی نیز جایگاهی دارد؟
تیم شاناهان (Tim Shanahan)، پژوهشگر برجستهٔ سوادآموزی، معتقد است که آموزش مستقیم سواد رشتهای معمولاً از دورهٔ متوسطه آغاز میشود، اما معلمان دورهٔ ابتدایی میتوانند زمینهٔ آن را فراهم کنند. به گفتهٔ او، بسیار مهم است که کودکان در سالهای نخست مدرسه دربارهٔ موضوعات متنوعی مطالعه کنند، از جمله:
- جغرافیا و اقتصاد
- تاریخ و فرهنگ
- زندگینامهها
- علوم محیطزیست، زیستی و فیزیکی
- موسیقی و هنر
- رویدادهای روز
چنین مطالعهای هم دانش عمومی آنان را گسترش میدهد و هم آنها را با زبان و شیوهٔ بیان رشتههای مختلف آشنا میکند. شاناهان همچنین پیشنهاد میکند که آموزش خواندن تنها به کتابهای زبان فارسی محدود نشود، بلکه از متنهای علوم و مطالعات اجتماعی نیز برای آموزش مهارتهای خواندن استفاده شود. برای مثال، اگر هدف آموزشِ مهارت پیشبینی یا خلاصهنویسی است، چرا این مهارتها در هنگام مطالعهٔ فصل چهارم کتاب علوم آموزش داده نشود؟
سواد در پهنهٔ زندگی؛ از کلاس درس تا فعالیتهای روزانه
آموزش سواد نباید تنها به زمان درس خواندن و نوشتن محدود شود، بلکه باید در همه فعالیتهای روزانه خودش را نشان دهد. خرید کردن از فروشگاه میتواند بخشی از سواد در زندگی روزانه باشد و دیدن یک موزه یا گردشگاه طبیعی میتواند کلاسی عملی برای آموزش تاریخ یا علوم تلقی شود.
در همین راستا، توجه به اصول زیر در آموزش همهجانبه ضروری است:
۱. مهارتهای زبانی، ابزار یادگیری همهٔ درسها هستند
گوش دادن، سخن گفتن، خواندن و نوشتن در تقریباً همهٔ حوزههای یادگیری نقش اساسی دارند. هنگامی که دانشآموزان در درسهایی مانند علوم، ریاضیات، مطالعات اجتماعی و هنر متنهای توضیحی را میخوانند، دربارهٔ آنها گفتوگو میکنند و به آنها پاسخ میدهند، یادگیری آنان عمیقتر میشود.
۲. درسهای مختلف، دانش زمینهای لازم برای درک متن را میسازند
دانش پیشین یکی از مهمترین عوامل درک مطلب است. هرچه دانشآموز دربارهٔ موضوعی اطلاعات بیشتری داشته باشد، بهتر میتواند متن را بفهمد، میان مطالب ارتباط برقرار کند و نتیجهگیری کند. از این رو، آموزش علوم، مطالعات اجتماعی و ریاضیات نه تنها دانش موضوعی کودکان را افزایش میدهد، بلکه واژگان و مفاهیمی را در اختیار آنان قرار میدهد که بعدها به فهم بهتر متنهای دیگر کمک میکند.
۳. یادگیری از متن، فعالیتی اجتماعی است
گفتوگو دربارهٔ متنها در گروههای دو یا چند نفره به دانشآموزان کمک میکند معنای واژهها و مفهومهای تازه را بهتر درک کنند. همچنین هنگامی که کودکان نوشتههای خود را با همکلاسیهایشان به اشتراک میگذارند، فرصت مییابند دربارهٔ اندیشههای خود توضیح دهند، از آنها دفاع کنند و دیدگاه دیگران را نیز ارزیابی کنند.
۴. اصول آموزش مؤثر خواندن در همهٔ درسها کاربرد دارد
راهبردهای پیش از خواندن، هنگام خواندن و پس از خواندن در متنهای علوم، ریاضی و مطالعات اجتماعی نیز همان اندازه مؤثر هستند که در آموزش زبان. از جمله این راهبردها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- فعال کردن دانش پیشین
- معرفی واژگان کلیدی پیش از مطالعه
- استفاده از سازماندهندههای گرافیکی
- توقف در بخشهای مختلف متن برای بیان خلاصهٔ آنچه خوانده شده است
این روشها نه تنها برای همهٔ دانشآموزان سودمندند، بلکه به دانشآموزانی که دارای دشواری خواندن هستند و نیز به زبانآموزان کمک فراوانی میکنند.
۵. کتابخانهٔ کلاس را با کتابهای موضوعی غنی کنید
وجود کتابخانهای که شامل کتابهای جذاب، متنوع و متناسب با سطحهای مختلف خواندن باشد، دانشآموزان را به مطالعهٔ گسترده تشویق میکند. در چنین کتابخانهای باید هم آثار داستانی و هم آثار غیرداستانی وجود داشته باشد. همچنین میتوان مجموعهای از کتابها را پیرامون یک موضوع درسی گرد آورد تا دانشآموزان بتوانند آن موضوع را از دیدگاههای مختلف بررسی کنند. این مجموعهها را «مجموعههای متنی» (Text Sets) مینامند.
۶. ادبیات غیرداستانی جایگاهی اساسی در آموزش دارد
بر اساس بیانیهٔ «شورای ملی معلمان زبان انگلیسی» (NCTE)، آثار غیرداستانی معاصر برای کودکان و نوجوانان نقشی اساسی در رشد خواندن و نوشتن آنان دارند. این آثار به دانشآموزان کمک میکنند تا در قرن بیستویکم به شهروندانی دارای سواد انتقادی، سواد دیداری و سواد اطلاعاتی تبدیل شوند.
۷. برای یادگیرندگان گوناگون، حمایتهای سوادآموزی فراهم کنید
نباید فرض کرد که همهٔ دانشآموزان میتوانند کتاب درسی را بدون کمک بخوانند. معلمان میتوانند با استفاده از متنهای تکمیلی، کتابهای سادهتر، فیلمها، منابع چندرسانهای و نیز آموزش واژگان کلیدی، دسترسی دانشآموزان را به موضوعهای پیچیده آسانتر کنند. روش بلنداندیشی معلم (Think-Aloud) نیز یکی از تکنیکهای مؤثر برای نشان دادن فرایند فهم متن و هدایت مسیرِ اندیشیدن دانشآموزان است.
نتیجهگیری: راهبردهای یکپارچه واژگان، درک مطلب و نوشتن
مهارتهای خواندن در حوزههای محتوایی، علاوه بر افزایش یادگیری در درسهایی مانند علوم، ریاضیات و مطالعات اجتماعی، موجب رشد مهارتهای عمومی درک مطلب، نوشتن و مطالعه نیز میشود. پژوهشها نشان میدهد که بهکارگیری راهبردهای مبتنی بر شواهد در آموزش، به کودکان کمک میکند اطلاعات را گردآوری کنند، آنها را سازمان دهند، میان آنها ارتباط برقرار کنند، از آنها نتیجهگیری کنند و سرانجام دانستههای خود را به صورت گفتاری یا نوشتاری بیان کنند.
از این رو، آموزش سواد در حوزههای محتوایی را نباید فعالیتی جدا از آموزش درسها دانست؛ بلکه باید آن را بخشی جداییناپذیر از فرایند یادگیری در همهٔ حوزههای دانشی به شمار آورد.