تبارشناسی مفهوم سواد در گفتمان یونسکو - بخش پنجم: بازگشت گفتمان «سواد به‌مثابه آزادی»

زمان انتشار: 1405/06/28 - 10:03

مجموعه مقاله‌های «تبارشناسی مفهوم سواد در گفتمان یونسکو: از مهارت‌آموزی بنیادین تا عاملیت انتقادی و چندسوادگی»

بخش پنجم: هامبورگ ۱۹۹۷، بازگشت گفتمان «سواد به‌مثابه آزادی» و آستانه سواد چندگانه

۱. زمینه: دهه ۱۹۹۰ و بازسازی نهادی یونسکو

دهه ۱۹۹۰ برای یونسکو دهه بازسازی بود. با پایان جنگ سرد، بازگشت متوالی آمریکا (۲۰۰۳، پس از ده‌ها سال غیبت) و بریتانیا (۱۹۹۷) در افق قرار داشت، اما در فاصله میان این دو، سازمان ناگزیر بود اعتبار فکری خود را با ابتکارهای جدید بازیابد. جومتیِن ۱۹۹۰ نخستین گام این بازسازی بود و دومین گام، احیای نهادی «آموزش بزرگسالان» از طریق برپایی پنجمین کنفرانس بین‌المللی آموزش بزرگسالان (CONFINTEA V) بود. این کنفرانس — نخستین دوره از این سری پس از دو دهه فاصله (CONFINTEA IV در ۱۹۸۵ در پاریس برگزار شده بود اما اثرگذاری اندکی داشت) — از ۱۴ تا ۱۸ ژوئیه ۱۹۹۷ در هامبورگ آلمان برگزار شد و میزبان آن، مؤسسه آموزش یونسکو در هامبورگ (UIE، پیشین‌ساز UIL امروزی) بود.

دو سند شاخص از این کنفرانس بر جای ماند:

نسخه انگلیسی: Adult Education: The Hamburg Declaration; The Agenda for the Future, Hamburg: UNESCO Institute for Education, 1997https://unesdoc.unesco.org/ark:/48223/pf0000116114 (نسخه فرانسوی در همان رکورد با پسوند _fre: https://unesdoc.unesco.org/ark:/48223/pf0000116114_fre)

گزارش نهایی کنفرانس (CONFINTEA V): Final Report of the Fifth International Conference on Adult Education, 1997https://unesdoc.unesco.org/ark:/48223/pf0000110364 (نسخه فرانسوی: .../pf0000110364_fre)

۲. اعلامیه هامبورگ: سواد به‌مثابه «حق یادگرفتن» و «شرط مشارکت»

اعلامیه هامبورگ درباره آموزش بزرگسالان (Hamburg Declaration on Adult Learning / Déclaration de Hambourg sur l'éducation des adultes) اهمیتش برای تبارشناسی سواد در سه سطح است.

الف) تثبیت نهایی «سواد به‌مثابه آزادی»: اعلامیه، آموزش بزرگسالان و از جمله سوادآموزی را نه یک خدمت دولتی، بلکه تمرین حق و شرط آزادی صورت‌بندی می‌کند. عبارت محوری اعلامیه — که بعدها در گزارش‌های جهانی GRALE بارها بازنقل شد — آن است که یادگیری بزرگسالی «هم نتیجه شهروندی فعال است و هم شرط مشارکت کامل در جامعه» (adult learning is both a consequence of active citizenship and a condition for full participation in society). این صورت‌بندی، به‌طور آشکار، وارث گفتمان فریره و توصیه‌نامه نایروبی-۱۹۷۶ است، اما این بار در قالب یک اعلامیه جهانی پساجنگ سرد و با واژگان «شهروندی» و «مشارکت» — دو مفهوم کلیدی دهه ۱۹۹۰ — بازآرایی شده است.

ب) بازگشت گفتمان حقوقی به نقطه اوج: اگر نایروبی ۱۹۷۶ سوادآموزی را «جزء جدایی‌ناپذیر حق آموزش» خوانده بود، هامبورگ یک گام پیش می‌رود و از «حق یادگرفتن» (The Right to Learn) سخن می‌گوید — حقی که نه محدود به کودکی و نه محدود به نهاد مدرسه است. این مفهوم، پلی است میان سنت Lifelong Education فور و گفتمان حقوق بشر پساجنگ سرد، و مبنایی می‌شود که در سال ۲۰۰۰ (اهداف توسعه هزاره) و ۲۰۱۵ (سند ۲۰۳۰) به‌صورت‌های جدید بازتولید می‌شود.

ج) به رسمیت شناختن تنوع «باسوادی‌ها»: اعلامیه هامبورگ و دستور کار آینده آن، برای نخستین بار در یک سند بین‌المللی، صراحتاً از تنوع بافت‌ها و «سوادهای» متنوع سخن می‌گوید: سواد در محیط کار، سواد دیجیتال و فناورانه (که در متون همان دوره با عنوان New Information Technologies آمده بود)، سواد زیست‌محیطی، سواد مدنی. این نکته، بذر مفهوم «سواد چندگانه» (Multiple Literacies / Littératies multiples) است که در دهه ۲۰۰۰ تمام‌قد ظاهر خواهد شد.

۳. نهادینه‌سازی آماری: تأسیس UIS و بحران داده سواد

یکی از مشکلات ساختاری گفتمان سواد در تمام دهه‌های گذشته، ضعف داده بود: برآوردهای جهانی تأسیس کرد. این تأسیس پایه خوداظهاری سرشماری‌های ملی (یا برآورد از سوی کشورها) بود و برآوردها از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ شکاف‌های عظیم داشتند. در ۱۹۹۹، یونسکو مؤسسه آمار (UNESCO Institute for Statistics — UIS / ISU) را در مونترال تأسیس کرد. این تأسیس از نظر تبارشناختی مهم است: یونسکو پس از از دست دادن مرکزیت سنجشی در دهه ۱۹۸۰ (به نفع OECD و IALS)، این بار آمار را درون خود نهادینه کرد تا بتواند گفتمان سنجش سواد را با گفتمان حقوقی-آموزشی خود آشتی دهد. UIS بعدها (از ۲۰۰۳ به بعد) روش‌های برآورد ترکیبی (به‌ویژه LAMP — Model for Measuring Adult Literacy، با همکاری یونسکو و در گفتگو با OECD و IALS) را توسعه داد؛ پروژه‌ای که برای نخستین بار سعی کرد منطق سنجش پیوسته سواد را با داده‌های کشورهای در حال توسعه سازگار کند.

۴. آغاز هزاره سوم: دهه سوادآموزی ملل متحد (۲۰۰۳–۲۰۱۲)

نقطه عطف بعدی، نه یک سند یونسکویی، بلکه یک قطعنامه مجمع عمومی ملل متحد است: قطعنامه ۵۶/۱۱۶ (مجمع عمومی، دسامبر ۲۰۰۱) که با پیشنهاد مشترک چند دولت، دهه ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۲ را «دهه سوادآموزی» ملل متحد (United Nations Literacy Decade / Décennie des Nations Unies pour l'alphabétisation) اعلام کرد؛ شعاری که در اسناد یونسکو با صورت‌بندی «سواد برای همه: آزادی» (Literacy for All: Freedom / Alphabétisation pour tous: la liberté) تبلیغ شد. این صورت‌بندی، نمونه‌ای کم‌نظیر از بقای مفهومی است: گفتمان «سواد به‌مثابه آزادی» که در دهه ۱۹۷۰ (فریره و نایروبی) متولد شده بود، پس از سه دهه در آغاز هزاره سوم به شعار رسمی جهانی بدل شد — اما این بار با چاشنی سنجش‌پذیری: UIS موظف شد داده‌های به‌روز بی‌سوادی جهانی را برای پایش این دهه فراهم کند.

۵. تثبیت «سواد به‌مثابه سرمایه» در گفتمان جهانی: گزارش پایش جهانی EFA ۲۰۰۶

نقطه اوج این مرحله، گزارش پایش جهانی آموزش برای همه ۲۰۰۶ است — نخستین (و تا آن زمان تنها) گزارش سالانه EFA که به‌طور کامل به سواد اختصاص یافت:

نسخه انگلیسی: EFA Global Monitoring Report 2006 — Literacy for Life / Rapport mondial de suivi sur l'EPT 2006 — Alphabétisation, un enjeu vital, Paris: UNESCO, 2005 (انتشار نوامبر ۲۰۰۵)https://unesdoc.unesco.org/ark:/48223/pf0000141639 (نسخه فرانسوی در همان رکورد با پسوند _fre)

این گزارش از نظر مفهوم‌شناسی سواد از چند جهت بنیادین است:

الف) صورت‌بندی «تعریف چندلایه سواد»: گزارش ۲۰۰۶، برای نخستین بار در یک سند جهانیِ پایشی، سواد را به‌صورت چندبُعدی تعریف کرد: سواد به‌مثابه مجموعه‌ای از توانایی‌های متغیر (نه وضعیت دوگانه)، به‌مثابه مجموعه‌ای از مهارت‌های کاربردی در بافت‌های متنوع، و به‌مثابه بخشی از یک فرایند یادگیری مادام‌العمر. این صورت‌بندی، تعریف عملیاتی ۱۹۵۸ را به‌طور واقعی (و نه صرفاً انتقادی) از میدان خارج کرد.

ب) پیوند سواد با فقر، حقوق و آزادی: گزارش ۲۰۰۶، سواد را به‌طور آشکار در چارچوب «آزادی‌های بنیادین» (با وام‌واژگان سنج آمارتیا سن و رویکرد توانمندی/Capability Approach) صورت‌بندی کرد: سواد نه فقط برای «مصرف خدمات» بلکه برای «مشارکت سیاسی، اعتراض به نابرابری و تحقق آزادی» لازم است. به این ترتیب، ترکیب ناهمگونی که در جومتیِن پدید آمده بود (حق‌محوری + کارکردگرایی سنجشی + نیازهای بنیادین)، این بار به‌صورت منسجم‌تری در قالب رویکرد توانمندی صورت‌بندی شد.

ج) اعتراف صریح به بحران داده: گزارش ۲۰۰۶ به‌طور صریح اعتراف کرد که برآوردهای موجود از نرخ بی‌سوادی (نزدیک به ۷۷۰ میلیون بزرگسال در آن دوره) بر پایه خوداظهاری است و سنجش واقعی توانش سواد در جهان وجود ندارد. این اعتراف، نقطه عطفی برای پروژه‌های سنجش بعدی (LAMP، STEP و سرانجام PIAAC در ادامه مسیر IALS) بود.

۶. هم‌سنجی دوزبانه: از Alphabétisation به Littératie — تحول واژگان این مرحله

روایت پیوسته واژگان این دوره چنین است: در فرانسه‌زبان، واژه Alphabétisation همچنان مفهوم محور آموزش بزرگسالان باقی می‌ماند، اما در کنار آن، از دهه ۱۹۹۰ واژه Littératie (وام‌واژه‌ای از انگلیسی Literacy) به‌تدریج وارد گفتمان‌های سنجشی و دانشگاهی کانادا و اروپا می‌شود — واژه‌ای که در آغاز با مقاومت پوریست‌های زبان فرانسه روبرو شد اما به‌تدریج برای تمایز «سواد گسترده چندرسانه‌ای» از «آموزش خواندن و نوشتن کلاسیک» تثبیت شد. این دوگانگی واژگانی — Alphabétisation (فرایند مداخله آموزشی) در برابر Littératie (توانش چندبُعدی سنجش‌پذیر) — به یکی از معیارهای تشخیصی متون یونسکو بدل شد: هر جا یونسکو از Alphabétisation سخن می‌گوید، در چارچوب حقوق-آموزشی خویش است و هر جا از Littératie، در گفتگو با سنجش OECD. در انگلیسی‌زبان، این تحول به‌صورت گسترش صفت‌های Literacy صورت گرفت: Media Literacy، Digital Literacy، Health Literacy، Environmental Literacy، Financial Literacy و سرانجام در دهه ۲۰۱۰، مفهوم کلان Literacy as a continuum و Multiliteracies (New London Group، ۱۹۹۶) که به‌سرعت وارد متون یونسکو شد. دلالت تبارشناختی این پدیده مهم است: واژه «سواد» از یک مفهوم حوزه‌مند (خواندن و نوشتن) به یک قالب استعاری جهانی برای «هرگونه توانش تفسیری» (Master Metaphor of Interpretive Competence) بدل شد — پدیده‌ای که برخی نظریه‌پردازان (مانند برخی منتقدان سنجش‌گرا) آن را «استحاله مفهومی سواد» خوانده‌اند.

۷. جمع‌بندی بخش

دوره ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۶ را باید دوران «بازترکیب مفهوم سواد» دانست: هامبورگ ۱۹۹۷ گفتمان «سواد به‌مثابه آزادی» را به شعار جهانی بدل کرد، تأسیس UIS در ۱۹۹۹ سنجش را دوباره به درون یونسکو بازگرداند، دهه سوادآموزی ملل متحد (۲۰۰۳–۲۰۱۲) پشتیبانی سیاسی سطح ملل متحد را فراهم کرد و گزارش پایش جهانی EFA ۲۰۰۶ برای نخستین بار این ترکیب را در یک چارچوب منسجم (سواد به‌مثابه توانش + آزادی + حق + سرمایه) صورت‌بندی کرد. اما این بازترکیب، هزینه‌ای نیز داشت: چندپاره‌شدن واژه «سواد» به «سوادهای» بی‌شمار و نفوذ گفتمان سنجشی OECD در قلب یونسکو. این دو تنش — گفتمان آزادی در برابر گفتمان سنجش، و مفهوم واحد در برابر مفاهیم چندگانه — میراثی بود که به دهه ۲۰۱۰ و ۲۰۲۰ (PIAAC، اهداف توسعه پایدار و سند ۲۰۳۰) منتقل شد.

نویسنده
Submitted by mehrdad6363 on ش., 09/19/2026 - 10:03