تحول آموزش پیشدبستانی در قرن بیستم
از آموزش رسمی و انضباطمحور تا یادگیری فعال و کودکمحور
در بخش نخست دیدیم که آموزش پیشدبستانی چگونه از مراکز سادهی مراقبت از کودکان به محیطهایی برای رشد و یادگیری تبدیل شد. اندیشههای پستالوتزی، فروبل و مونتهسوری، نگاه تازهای به کودک ایجاد کردند؛ نگاهی که در آن، بازی، تجربه، حرکت، استقلال و ارتباط عاطفی اهمیت زیادی داشت.
در قرن بیستم، این تغییرات با پیشرفت روانشناسی رشد، علوم تربیتی و مطالعات مربوط به رشد مغز ادامه یافت. پژوهشگران و مربیان بیش از گذشته دریافتند که سالهای نخست زندگی، دورهای حساس برای شکلگیری زبان، تفکر، مهارتهای اجتماعی، خودتنظیمی و نگرش کودک به یادگیری است.
نقش روانشناسی رشد در تحول پیشدبستانی
یکی از مهمترین اتفاقهای قرن بیستم، گسترش مطالعات علمی دربارهی رشد کودک بود. روانشناسان نشان دادند که کودکان در سنین مختلف، تواناییها و نیازهای یکسانی ندارند و نمیتوان از آنها انتظار داشت مانند بزرگسالان بیندیشند یا یاد بگیرند.
این یافتهها باعث شد برنامههای پیشدبستانی از آموزش یکسان و اجباری فاصله بگیرند و بیشتر به مراحل رشد کودک توجه کنند.
توجه به تفاوتهای رشدی
در رویکردهای جدید، مربی باید بداند که کودکان ممکن است در زمینههای زیر با یکدیگر تفاوت داشته باشند:
- سرعت رشد زبان؛
- توانایی تمرکز؛
- مهارتهای حرکتی؛
- شیوهی برقراری ارتباط؛
- میزان استقلال؛
- تجربههای خانوادگی و فرهنگی؛
- توانایی تنظیم هیجان؛
- علاقهمندیها و سبک یادگیری.
بنابراین، انتظار نمیرود همهی کودکان یک فعالیت را در یک زمان و به یک شکل انجام دهند. برنامهی مناسب پیشدبستانی باید انعطافپذیر باشد و فرصتهای متفاوتی برای مشارکت کودکان فراهم کند.
جان دیویی و پیوند یادگیری با زندگی واقعی
جان دیویی، فیلسوف و مربی آمریکایی، از چهرههای اثرگذار در شکلگیری آموزش تجربهمحور بود. او معتقد بود یادگیری زمانی معنادارتر میشود که با تجربههای واقعی زندگی ارتباط داشته باشد.
از نگاه دیویی، مدرسه نباید محیطی جدا از زندگی باشد. کودک باید بتواند در محیط آموزشی:
- سؤال بپرسد؛
- با دیگران همکاری کند؛
- دربارهی مسائل ساده فکر کند؛
- نتیجهی انتخابهای خود را ببیند؛
- از تجربههای روزمره یاد بگیرد؛
- در فعالیتهای گروهی مشارکت کند.
برای مثال، اگر کودکان دربارهی گیاهان صحبت میکنند، بهتر است فقط تصویر گیاه را در کتاب نبینند. آنها میتوانند دانه بکارند، رشد گیاه را مشاهده کنند، اندازهی آن را ثبت کنند و دربارهی نیازهایش گفتوگو کنند. در این فعالیت، مفاهیم علمی، زبانی، ریاضی، اجتماعی و حرکتی بهصورت همزمان تمرین میشوند.
این شیوه با آموزش پیشدبستانی امروزی هماهنگ است؛ زیرا کودک در آن، بهجای حفظکردن اطلاعات، از طریق تجربه و مشارکت یاد میگیرد.
اهمیت بازی در برنامههای پیشدبستانی
در قرن بیستم، بازی بهتدریج از فعالیتی صرفاً تفریحی به یکی از پایههای اصلی یادگیری کودک تبدیل شد. امروزه بازی بخش مهمی از برنامهی باکیفیت پیشدبستانی است؛ زیرا کودک از طریق بازی میتواند مهارتهای مختلفی را در موقعیتی طبیعی و لذتبخش تمرین کند.
بازی آزاد و بازی هدایتشده
در برنامهی پیشدبستانی، هم بازی آزاد و هم بازی هدایتشده اهمیت دارند.
بازی آزاد
در بازی آزاد، کودک تا حدی دربارهی موضوع، ابزار، همبازی و شیوهی بازی تصمیم میگیرد. این نوع بازی به پرورش موارد زیر کمک میکند:
- تخیل؛
- تصمیمگیری؛
- ابتکار؛
- خودبیانگری؛
- حل مسئله؛
- استقلال؛
- مهارتهای اجتماعی.
بازی هدایتشده
در بازی هدایتشده، مربی هدف آموزشی مشخصی دارد، اما فعالیت را با سخنرانی و دستورهای طولانی پیش نمیبرد. او محیط و ابزار مناسبی فراهم میکند و با پرسشها یا پیشنهادهای ساده، کودک را به کشف و فکرکردن تشویق میکند.
برای نمونه، مربی میتواند چند نوع سنگ، برگ و چوب در اختیار کودکان قرار دهد و بپرسد:
- کدامیک سبکتر است؟
- کدامیک زبرتر است؟
- چگونه میتوانیم آنها را دستهبندی کنیم؟
- چه الگوهایی میتوانیم بسازیم؟
در این فعالیت، کودک بدون آنکه در یک درس رسمی شرکت کند، مفاهیم مقایسه، طبقهبندی، مشاهده، زبان و همکاری را تمرین میکند.
چرا بازی برای یادگیری مهم است؟
بازی به کودک اجازه میدهد بدون ترس از اشتباه تجربه کند. کودک در هنگام بازی میتواند بارها یک موقعیت را تکرار کند، نقشهای مختلف را امتحان کند و راهحلهای تازه بیابد. همین فرایند، پایهی رشد تفکر، زبان، خلاقیت و خودتنظیمی است.
به همین دلیل، حذف بازی از برنامهی پیشدبستانی و جایگزینکردن آن با تکلیفهای طولانی، آموزش مستقیم و تمرینهای نوشتاری، با نیازهای رشدی بسیاری از کودکان هماهنگ نیست.
نقش تعامل اجتماعی در آموزش پیشدبستانی
در نیمهی دوم قرن بیستم، توجه بیشتری به نقش روابط اجتماعی در یادگیری کودک به وجود آمد. کودک فقط از طریق ارتباط با مربی یاد نمیگیرد؛ تعامل با همسالان نیز بخش مهمی از تجربهی آموزشی اوست.
کودکان در فعالیتهای گروهی، مهارتهایی را تمرین میکنند که از طریق آموزش مستقیم بهسادگی به دست نمیآیند؛ ازجمله:
- مذاکره؛
- همکاری؛
- درخواست کمک؛
- حل تعارض؛
- رعایت نوبت؛
- درک دیدگاه دیگران؛
- بیان محترمانهی مخالفت؛
- مشارکت در تصمیمگیری.
مربی در این فرایند نقش مهمی دارد. او باید به کودکان کمک کند احساسات خود را نامگذاری کنند و برای حل اختلاف از زبان استفاده کنند. برای مثال، بهجای آنکه فوراً اسباببازی را از کودکی بگیرد، میتواند بپرسد:
«هر دو نفر دوست دارید با این وسیله بازی کنید. چه راهی پیدا کنیم که هر دو بتوانید از آن استفاده کنید؟»
چنین موقعیتهایی، فرصتهایی واقعی برای آموزش مهارتهای اجتماعی و عاطفی هستند.
رویکرد رجیو امیلیا؛ کودک بهعنوان پژوهشگر
یکی از رویکردهای تأثیرگذار در آموزش اوان کودکی، رویکرد رجیو امیلیا است که پس از جنگ جهانی دوم در شهر رجیو امیلیای ایتالیا شکل گرفت. این رویکرد با فعالیتهای لوریس مالاگوتزی و همکاری خانوادهها و جامعه گسترش یافت.
در رویکرد رجیو امیلیا، کودک موجودی توانمند، کنجکاو و دارای ظرفیتهای متعدد برای بیان و یادگیری در نظر گرفته میشود. در این دیدگاه، کودک فقط از طریق گفتار و نوشتار ارتباط برقرار نمیکند؛ بلکه از راههای گوناگون، مانند نقاشی، حرکت، ساختن، موسیقی، بازی، نمایش و کار با مواد، اندیشههای خود را بیان میکند.
ویژگیهای مهم رجیو امیلیا
- توجه به علاقهها و پرسشهای کودکان؛
- اجرای پروژههای بلندمدت؛
- استفاده از محیط بهعنوان عنصر آموزشی؛
- مستندسازی فرایند یادگیری؛
- همکاری نزدیک با خانوادهها؛
- ارزشگذاری به کار گروهی؛
- استفاده از مواد طبیعی و اشیای روزمره؛
- توجه به فرایند یادگیری، نه فقط محصول نهایی.
برای نمونه، اگر کودکان دربارهی سایهها کنجکاو شوند، مربی میتواند بهجای ارائهی توضیح آماده، پروژهای دربارهی سایهها طراحی کند. کودکان میتوانند سایهی اشیا را در زمانهای مختلف روز مشاهده کنند، با چراغ آزمایش انجام دهند، نقاشی بکشند و یافتههای خود را با دیگران در میان بگذارند.
تحول نقش مربی در قرن بیستم
در آموزش سنتی، مربی معمولاً منبع اصلی دانش و تصمیمگیرندهی همهی فعالیتها بود. اما در رویکردهای نوین، نقش مربی گستردهتر و پیچیدهتر شد.
مربی پیشدبستانی امروز باید بتواند:
- محیطی امن و حمایتگر ایجاد کند؛
- نیازهای رشدی کودکان را بشناسد؛
- فعالیتهای متناسب با سن طراحی کند؛
- تفاوتهای فردی را در نظر بگیرد؛
- به بازی کودکان توجه و آن را مشاهده کند؛
- با پرسشهای مناسب، دهد؛
- تعامل میان کودکان را تس- به احساسات و تجربههای کودکان پاسخ دهد؛
- تعامل میان کودکان را تسهیل کند؛
- پیشرفت کودک را بدون مقایسهی آسیبزا پیگیری کند؛
- با خانوادهها ارتباط سازنده داشته باشد.
در این رویکرد، مشاهده یکی از ابزارهای مهم مربی است. مربی از طریق مشاهدهی بازی و تعامل کودکان میتواند بفهمد هر کودک به چه چیزهایی علاقه دارد، در کدام زمینه به حمایت نیاز دارد و چگونه بهتر یاد میگیرد.
شکلگیری برنامههای درسی پیشدبستانی
در گذشته، برنامههای آموزشی کودکان خردسال در بسیاری از مراکز، مجموعهای از فعالیتهای پراکنده یا تمرینهای مقدماتی خواندن، نوشتن و حسابکردن بود. اما در قرن بیستم، برنامههای درسی پیشدبستانی بهتدریج ساختارمندتر شدند.
برنامهی باکیفیت پیشدبستانی معمولاً حوزههای زیر را دربرمیگیرد:
| حوزهی رشد | نمونه فعالیتها |
|---|---|
| رشد زبانی | قصهگویی، گفتوگو، شعر، بازیهای کلامی |
| رشد شناختی | دستهبندی، ساختن الگو، حل مسئله، آزمایش ساده |
| رشد اجتماعی | بازی گروهی، همکاری، رعایت نوبت |
| رشد عاطفی | شناخت احساسات، نمایش، گفتوگو دربارهی تجربهها |
| رشد جسمی | دویدن، پریدن، تعادل، بریدن و چسباندن |
| خلاقیت و هنر | نقاشی، موسیقی، نمایش و ساختوساز |
| خودیاری | لباسپوشیدن، شستن دستها، مرتبکردن وسایل |
| شناخت محیط | مشاهدهی طبیعت، شناخت جامعه و فعالیتهای روزمره |
این حوزهها از یکدیگر جدا نیستند. یک فعالیت مناسب میتواند چندین حوزهی رشد را همزمان فعال کند. برای مثال، قصهگویی علاوه بر رشد زبان، میتواند به شناخت احساسات، تقویت تخیل، افزایش تمرکز و درک روابط اجتماعی کمک کند.
آموزش پیشدبستانی در نیمهی دوم قرن بیستم
در نیمهی دوم قرن بیستم، آموزش اوان کودکی در بسیاری از کشورها بهعنوان بخشی مهم از سیاستهای آموزشی و اجتماعی شناخته شد. دولتها و سازمانهای بینالمللی بیش از گذشته بر اهمیت دسترسی کودکان به مراقبت و آموزش باکیفیت تأکید کردند.
در این دوره، چند موضوع اهمیت بیشتری پیدا کرد:
۱. آمادگی برای ورود به مدرسه
آمادگی برای مدرسه فقط به شناخت حروف و اعداد محدود نشد. مهارتهایی مانند توانایی گوشدادن، پیروی از دستورهای ساده، تعامل با همسالان، مدیریت هیجان، استفاده از ابزار و درخواست کمک نیز بخشی از آمادگی مدرسه دانسته شدند.
۲. توجه به خانواده
پژوهشها و تجربههای آموزشی نشان دادند که خانواده نخستین و مهمترین محیط رشد کودک است. به همین دلیل، ارتباط میان پیشدبستانی و خانواده اهمیت بیشتری پیدا کرد.
همکاری با خانواده میتواند از راههای زیر انجام شود:
- گفتوگو دربارهی علایق و نیازهای کودک؛
- تبادل اطلاعات دربارهی روند رشد؛
- دعوت از والدین برای مشارکت در برخی فعالیتها؛
- ارائهی پیشنهادهای ساده برای بازی و گفتوگو در خانه؛
- احترام به زبان، فرهنگ و تجربههای خانوادگی کودک.
۳. توجه به کودکان دارای نیازهای متفاوت
آموزش پیشدبستانی بهتدریج از الگوی یکسان برای همهی کودکان فاصله گرفت و به اهمیت آموزش فراگیر توجه کرد. در آموزش فراگیر، کودکان با تواناییها، زبانها، فرهنگها و نیازهای متفاوت، تا حد امکان در کنار یکدیگر آموزش میبینند و از حمایت مناسب برخوردار میشوند.
۴. کاهش آموزش خشک و رسمی
در بسیاری از نظامهای آموزشی، فشار برای آموزش زودهنگام خواندن و نوشتن مورد بازنگری قرار گرفت. این دیدگاه تقویت شد که یادگیری مهارتهای پایه زمانی پایدارتر است که بر بستر رشد زبان، بازی، تعامل، حرکت و تجربههای معنادار شکل بگیرد.
تفاوت آموزش پیشدبستانی سنتی و نوین
| آموزش پیشدبستانی سنتی | آموزش پیشدبستانی نوین |
|---|---|
| مربی محور اصلی آموزش است | کودک در فرایند یادگیری مشارکت فعال دارد |
| تأکید بر سکوت و اطاعت | تأکید بر گفتوگو، همکاری و خودتنظیمی |
| فعالیتها برای همه یکساناند | تفاوتهای فردی در نظر گرفته میشوند |
| آموزش بیشتر شفاهی و مستقیم است | یادگیری از راه بازی و تجربه انجام میشود |
| محصول نهایی اهمیت زیادی دارد | فرایند کشف و تلاش کودک مهم است |
| اشتباه نشانهی ضعف تلقی میشود | اشتباه بخشی از یادگیری است |
| خانواده نقش محدودی دارد | خانواده شریک فرایند تربیتی است |
| آمادگی مدرسه به خواندن و نوشتن محدود میشود | آمادگی مدرسه شامل مهارتهای شناختی، اجتماعی و عاطفی است |
البته این جدول یک مقایسهی کلی است و همهی مراکز قدیمی یا جدید دقیقاً در یکی از این دو دسته قرار نمیگیرند. بسیاری از برنامههای آموزشی، ترکیبی از روشهای مختلف را به کار میگیرند.
قرن بیستویکم؛ پیشدبستانی در پرتو علوم رشد و یادگیری
در قرن جدید، آموزش پیشدبستانی بیش از گذشته به پژوهشهای مربوط به رشد مغز، سلامت روان، یادگیری اجتماعی و عاطفی و عدالت آموزشی متکی شده است. امروزه کیفیت پیشدبستانی فقط با تعداد کلاسها، وسعت ساختمان یا مقدار وسایل آموزشی سنجیده نمیشود.
یونسکو، یونیسف و سازمان همکاری و توسعهی اقتصادی بر این نکته تأکید دارند که آموزش و مراقبت اوان کودکی باید همهجانبه، باکیفیت، فراگیر و در دسترس باشد.
کیفیت ساختاری و کیفیت فرایندی
سازمان همکاری و توسعهی اقتصادی، کیفیت آموزش و مراقبت اوان کودکی را چندبعدی میداند. دو بُعد مهم آن عبارتاند از:
کیفیت ساختاری
این بخش به شرایط و امکانات کلی مرکز مربوط میشود، مانند:
- برنامهی درسی و چارچوب آموزشی؛
- آموزش اولیه و ضمن خدمت مربیان؛
- نسبت تعداد کودکان به کارکنان؛
- اندازهی گروه؛
- ایمنی و مناسببودن محیط؛
- نظام نظارت و ارزیابی؛
- حمایتهای عمومی و سیاستهای آموزشی.
کیفیت فرایندی
کیفیت فرایندی به تجربهی واقعی کودک در محیط آموزشی مربوط میشود، ازجمله:
- کیفیت رابطهی مربی و کودک؛
- نحوهی پاسخگویی مربی به نیازهای کودک؛
- تعامل کودکان با یکدیگر؛
- فرصت تجربه و انتخاب؛
- غنای فعالیتها؛
- چگونگی استفاده از مواد و فضای آموزشی؛
- احساس امنیت، تعلق و مشارکت کودک.
یک مرکز ممکن است ساختمان مناسبی داشته باشد، اما اگر تعامل مربیان با کودکان سرد، تحقیرآمیز یا بیش از اندازه آمرانه باشد، نمیتوان آن را بازی معنادارفیت دانست. در مقابل، رابطهی گرم و پاسخگو، بازی معنادار و فرصت مشارکت، حتی در محیطی ساده، میتواند تجربهی یادگیری ارزشمندی برای کودک ایجاد کند.
ویژگیهای رویکردهای نوین پیشدبستانی
آموزش پیشدبستانی در قرن بیستویکم بیش از گذشته بر اصول زیر استوار است:
یادگیری بازیمحور
بازی همچنان ابزار اصلی یادگیری کودک است. فعالیتهای آموزشی باید بهگونهای طراحی شوند که کودک در آنها حرکت کند، انتخاب داشته باشد، با دیگران تعامل کند و فرصت آزمون و خطا به دست آورد.
یادگیری کودکمحور
در برنامهی کودکمحور، علاقهها، پرسشها، تواناییها و نیازهای کودکان در طراحی فعالیتها در نظر گرفته میشود. کودک تنها دریافتکنندهی دستور نیست؛ بلکه در شکلگیری بخشی از تجربهی یادگیری نقش دارد.
رشد اجتماعی و عاطفی
پیشدبستانی فقط برای آموزش مفاهیم شناختی نیست. کودک باید بتواند احساسات خود را بشناسد، دربارهی آنها صحبت کند، از دیگران کمک بخواهد و در موقعیتهای اجتماعی رفتار مناسبتری نشان دهد.
آموزش فراگیر
برنامههای پیشدبستانی باید برای کودکان با پیشینهها و تواناییهای مختلف قابل استفاده باشند. تفاوتهای زبانی، فرهنگی، جسمی، شناختی و عاطفی نباید به حذف یا طرد کودک منجر شوند.
مشارکت خانواده
خانواده و مرکز پیشدبستانی باید دربارهی نیازها و پیشرفت کودک با یکدیگر در ارتباط باشند. ارتباط مؤثر با خانواده، به تداوم تجربههای یادگیری کودک در خانه و مرکز کمک میکند.
ارتباط با طبیعت و محیط واقعی
تماس با طبیعت، بازی در فضای باز، مشاهدهی جانوران و گیاهان و فعالیتهای عملی، فرصتهایی ارزشمند برای رشد جسمی، شناختی و عاطفی کودکان فراهم میکنند.
فناوری در آموزش پیشدبستانی
فناوری در قرن بیستویکم وارد بسیاری از محیطهای آموزشی شده است؛ اما حضور فناوری بهخودیخود به معنای کیفیت بیشتر نیست. در دورهی پیشدبستانی، ابزارهای دیجیتال باید هدفمند، محدود و متناسب با سن کودک استفاده شوند.
فناوری میتواند در موارد زیر مفید باشد:
- ثبت و مستندسازی فعالیتهای کودک؛
- ارتباط میان مربی و خانواده؛
- دسترسی مربی به منابع آموزشی؛
- استفاده از تصاویر و صدا برای تقویت برخی فعالیتها؛
- کمک به کودکان دارای نیازهای ارتباطی یا یادگیری خاص.
بااینحال، استفادهی طولانی از صفحهنمایش نباید جایگزین بازی حرکتی، تعامل چهرهبهچهره، خواب کافی، تجربهی حسی و بازی در فضای باز شود. در پیشدبستانی، فناوری باید در خدمت رابطه، تجربه و یادگیری باشد؛ نه جایگزین آنها.
چالشهای آموزش پیشدبستانی در قرن جدید
با وجود پیشرفتهای علمی، آموزش پیشدبستانی همچنان با چالشهای مهمی روبهروست.
نابرابری در دسترسی
همهی کودکان به مراکز پیشدبستانی باکیفیت دسترسی یکسان ندارند. تفاوت اقتصادی خانوادههاارد.
###، وضعیت اجتماعی و امکانات منطقه میتواند بر فرصتهای آموزشی کودک اثر بگذارد.
تفاوت کیفیت مراکز
حتی در مناطقی که کودکان به پیشدبستانی دسترسی دارند، کیفیت مراکز ممکن است متفاوت باشد. تعداد و آموزش مربیان، اندازهی گروهها، امکانات، فضای بازی و شیوهی تعامل با کودکان، تجربهی آنها را تغییر میدهد.
کمبود نیروی متخصص
مربی پیشدبستانی برای کار با کودکان خردسال، به دانش و مهارتهای تخصصی نیاز دارد. آشنایی با رشد کودک، مشاهده، بازی، مدیریت رفتار، ارتباط با خانواده و حمایت از کودکان دارای نیازهای متفاوت، بخشی از شایستگیهای حرفهای مربی است.
فشار برای آموزش زودهنگام
یکی از چالشهای مهم، تبدیل پیشدبستانی به «دبستانی کوچک» است. تمرکز افراطی بر نوشتن، تکلیف و آزمون ممکن است فرصت بازی و رشد مهارتهای اجتماعی و عاطفی را کاهش دهد.
حکمرانی پراکنده
در بسیاری از کشورها، مسئولیت مراقبت و آموزش اوان کودکی میان نهادهای مختلف تقسیم شده است. نبود هماهنگی میان بخشهای آموزشی، بهداشتی و اجتماعی میتواند موجب نابرابری و کاهش کیفیت خدمات شود.
پنج عامل مهم برای کیفیت آموزش پیشدبستانی
بر اساس گزارشهای OECD، برای ارتقای کیفیت آموزش و مراقبت اوان کودکی، توجه به چند اهرم سیاستی اهمیت دارد:
- برنامهی درسی و چارچوب آموزشی مناسب؛
- آموزش اولیه و توسعهی حرفهای مستمر مربیان؛
- نسبت مناسب کودک به کارکنان و اندازهی مناسب گروهها؛
- پایش و ارزیابی منظم کیفیت در سطح نظام آموزشی؛
- حمایت عمومی و هدفمند از کودکان و خانوادههای آسیبپذیر.
این عوامل زمانی بیشترین اثر را دارند که در کنار یکدیگر اجرا شوند. برای مثال، کاهش تعداد کودکان کلاس، بدون آموزش مناسب مربی یا برنامهی درسی روشن، بهتنهایی نمیتواند کیفیت آموزش را تضمین کند.
جمعبندی بخش دوم
در قرن بیستم، آموزش پیشدبستانی تحت تأثیر روانشناسی رشد، آموزش تجربهمحور و رویکردهای کودکمحور قرار گرفت. کودک دیگر فردی منفعل و نیازمند اطاعت صرف تلقی نشد؛ بلکه بهعنوان یادگیرندهای فعال، کنجکاو و دارای تواناییهای متنوع شناخته شد.
در قرن بیستویکم، این مسیر با تأکید بر بازی، رشد اجتماعی و عاطفی، آموزش فراگیر، مشارکت خانواده، کیفیت تعاملات و عدالت آموزشی ادامه یافته است. پیشدبستانی باکیفیت، جایی نیست که کودک در آن فقط زودتر خواندن و نوشتن را بیاموزد؛ بلکه محیطی است که کودک در آن احساس امنیت و تعلق میکند، سؤال میپرسد، بازی میکند، تجربه میکند، با دیگران ارتباط برقرار میکند و بهتدریج برای یادگیریهای آینده آماده میشود.
در بخش سوم میتوان به بررسی اصول آموزش پیشدبستانی در قرن جدید، نقش مربی و خانواده، ویژگیهای محیط مناسب و پیشنهادهایی عملی برای طراحی برنامهی روزانهی کودک پرداخت.
منابع بخش دوم
-
UNESCO. Early Childhood Care and Education.
-
UNESCO. A Global History of Early Childhood Education and Care.
-
UNESCO. Pedagogical Approaches to Early Childhood Education.
-
UNICEF. Early Childhood Development.
https://data.unicef.org/topic/early-childhood-development/overview/
-
OECD. Providing Quality for All in Early Childhood Education and Care. 2025.
-
UNICEF India. Early Childhood Development.
https://www.unicef.org/india/what-we-do/early-childhood-development
-
UNICEF Latin America and the Caribbean. Early Childhood Education and Preschool.
https://www.unicef.org/lac/en/early-childhood-education-preschool