تبارشناسی مفهوم سواد در گفتمان یونسکو - بخش دوم: چرخش به «سواد کاربردی»
مجموعه مقالههای «تبارشناسی مفهوم سواد در گفتمان یونسکو: از مهارتآموزی بنیادین تا عاملیت انتقادی و چندسوادگی»
بخش دوم: چرخش به «سواد کاربردی»، کنگره تهران (۱۹۶۵) و برنامه تجربی سوادآموزی جهانی (۱۹۶۴–۱۹۷۳)
۱. زمینه فکری: ظهور نظریه توسعه و سوادآموزی بهمثابه سرمایه انسانی
آغاز دهه ۱۹۶۰ نقطه عطفی در فلسفه توسعه بینالمللی بود. اعلامیه سازمان ملل در موضوع توسعه اقتصادی و اجتماعی (۱۹۶۰)، نخستین «دهه توسعه» ملل متحد (۱۹۶۱–۱۹۷۰) و شکلگیری نظریه «سرمایه انسانی» (Human Capital Theory) در اقتصاد نئوکلاسیک—که در آن آموزش بهمثابه سرمایهگذاری تعریف میشد نه هزینه مصرفی—زمینه گفتمانی تحول یونسکو را فراهم کرد. درون گفتمان یونسکو نیز دو عامل مشخص عمل کرد:
نخست، آنگونه که پیشتر گفته شد، پارادایم «آموزش بنیادین» از منظر عملیاتی نتیجهبخش نبود: پروژههای میدانی پراکنده، هزینهبر و فاقد پیوند روشن با اقتصاد ملی بودند و دولتها را برای تخصیص بودجههای بزرگ ترغیب نمیکرد.
دوم، تعریف آماری حداقلی ۱۹۵۸ فاقد ظرفیت گفتمانی برای «فروش» سوادآموزی به دولتهای تازهاستقلالیافته در حال تدوین برنامههای عمرانی بود. آنچه لازم بود، بازسازی سواد بهمثابه محصولی با بازده اقتصادی قابل اندازهگیری بود.
این فضا، مفهوم جدیدی را زایید که در متون یونسکو با عنوان Functional Literacy / Alphabétisation fonctionnelle نامگذاری شد. تحلیل واژگانی دوزبانه این اصطلاح اهمیت ویژه دارد: - در متون انگلیسی یونسکو، functional دلالت بر «عملکردی و خدمتگزار کارکردهای دیگر (اشتغال، بهرهوری)» دارد؛ سواد دیگر هدف فینفسه نیست بلکه وسیله است. - در متون فرانسوی، Alphabétisation fonctionnelle با حفظ پسوند «-isation»، همین عملکردیسازی را به یک عملیات برنامهریزیشده کشوری (Action planifiée) تبدیل میکند؛ فرمولبندیای که بهراستی بازتاب «عمل مداخلهگرانه» ذاتی ریشه فرانسوی این واژگان است. این همراستایی واژگانی-ساختاری یعنی سنت فرانسویزبان یونسکو دقیقاً همان لحن برنامهریزی تکنوکراتیک را حمل میکرد که عصر جدید میطلبید.
۲. برنامه تجربی سوادآموزی جهانی (EWLP): آزمایشگاه جهانی سواد کاربردی
تغییر پارادایم پیش از کنگره تهران، در حقیقت از یک برنامه عملیاتی بزرگ آغاز شد. در ۱۹۶۴، در دوازدهمین دوره کنفرانس عمومی یونسکو، برنامه تجربی سوادآموزی جهانی (Experimental World Literacy Programme - EWLP) تصویب شد؛ برنامهای که با مشارکت اداری دولتی کشورهای میزبان و با کمک مالی بنیادهای آمریکایی و شبکههای ملل متحد (از جمله برنامه توسعه ملل متحد، UNDP) اجرا گردید.
نامگذاری این برنامه از نظر گفتمانی آموزنده است: واژه Experimental / Expérimental نشان میدهد که یونسکو از مقیاس جهانی حرف میزد اما ذهنیت آن، ذهنیت «آزمایشگاه توسعه» بود: سوادآموزی بهعنوان یک متغیر مستقل که در قالب پروژههای پایلوت وارد میشود و اثر آن بر متغیرهای وابسته (تولید کشاورزی، بهرهوری صنعتی، بهداشت) سنجیده میگردد.
الگوی مفهومی EWLP که در متون کاری ۱۹۶۴ به بعد (سری ED) صورتبندی شد، بر تکوین خط مشی «سواد کاربردی» استوار بود: 1. انتخاب بافت شغلی مشخص: آموزش سواد در درون بافت واقعی کار کشاورز، کارگر ساختمانی یا صنعتگر؛ نه در فضای انتزاعی کلاس. 2. پیوند با طرحهای توسعه ملی: سوادآموزی همزمان با پروژههای آبیاری، ترویج کشاورزی یا آموزش فنی اجرا میشد. 3. استفاده از روشهای بصری و عملکردی: از جمله تکنیکهای مکتب لوباخ، روش «سکوئر لِتر» و زبانهای صوتی-بصری. 4. اندازهگیری نتایج اقتصادی: آزمونهای پیشرفت و ارزیابی بازده اقتصادی، که برای نخستینبار در سطح جهانی با سواد پیوند خورد.
میان کشورهای مشارکتکننده در EWLP، پروژههای بزرگ در ایران، عراق، سودان، مالاوی، اکوادور، برزیل، هند و چین اجرا شد. از میان این کشورها، ایران بهواسطه پروژه بزرگ سوادآموزی در قالب برنامه عمران و سپس «سپاه دانش» (Established 1963) نقشی ویژه یافت؛ و همین سهم در انتخاب ایران بهعنوان میزبان کنگره جهانی ۱۹۶۵ بیتأثیر نبود.
۳. کنگره جهانی وزرای آموزش برای ایران
کنگره جهانی وزرای آموزش برای ۸–۱۹ سپتامبر ۱۹۶۵
۳.۱. اهمیت تاریخی و نقش ایران
کنگره جهانی وزرای آموزش برای ریشهکنی بیسوادی (World Congress of Ministers of Education on the Eradication of Illiteracy / Congrès mondial des ministres de l'éducation pour l'éradication de l'analphabétisme) با حضور نمایندگان بیش از ۶۰ دولت عضو و با افتتاح رسمی به دست ==دکتر هادی هدایتی، وزیر آموزش و پرورش ایران و رئیس افتخاری کنگره== در سالن اجتماعات دانشگاه تهران برگزار شد. مدیرکل یونسکو در آن مقطع، رنه ماهو (René Maheu) بود که شخصاً در افتتاحیه سخنرانی کرد.
انتخاب ایران معنایی آیینی و گفتمانی داشت: دولت ایران در قالب سپاه دانش، بزرگترین و پرشتابترین برنامه بیسوادزدایی منطقهای را به نمایش گذاشته بود و کنگره میخواست این «الگوی ملی» را به جبهه جهانی بیسوادزدایی تبدیل کند.
سند نهایی این کنگره با شناسه UNESCO/ED/217 در پاریس در سال ۱۹۶۵ به دو زبان انگلیسی و فرانسوی بهصورت مولتیگراف منتشر شد؛ گزارش نهایی به انگلیسی عنوان Final Report of the World Congress of Ministers of Education on the Eradication of Illiteracy, Teheran, 8-19 September 1965 را بر خود داشت و بهطور متقارن در نسخه فرانسوی با عنوان Rapport final du Congrès mondial des ministres de l'éducation pour l'éradication de l'analphabétisme, Téhéran, 8-19 septembre 1965 انتشار یافت. اسناد حمایتی دیگری نیز به موازات آن، در قالب متون کاری ED و گزارش مدیرکل، توزیع شدند (از جمله: Alphabétisation, 1965-1967 و Literacy, 1965-1967).
۳.۲. تعریف گفتمانی «سواد کاربردی» در متن کنگره
مهمترین لنگرگاه مفهومی کنگره تهران، صورتبندی رسمی مفهوم سواد کاربردی بود. گزارش نهایی (ED/217) و متون کاری مقدم بر آن، تعریفی ارائه کرد که در ادبیات بعدی یونسکو بارها نقل شده است. صورتبندی کنگره چنین بود:
متن انگلیسی (بر اساس گزارش نهایی و متون کاری یونسکو): "Functional literacy should not be regarded as an end in itself. It is a means of personal development and of social and economic progress; it should be integrated into economic and social development plans." (سواد کاربردی نه یک هدف در خود، بلکه وسیلهای برای توسعه فردی و پیشرفت اجتماعی و اقتصادی است و باید در طرحهای توسعه اقتصادی و اجتماعی ادغام شود.)
متن فرانسوی (بر اساس Rapport final و متون کاری فرانسوی): "L'alphabétisation fonctionnelle ne doit pas être considérée comme une fin en soi ; elle est un moyen de développement personnel, de progrès social et économique ; elle doit être intégrée dans les plans de développement économique et social."
این تعریف از سه جهت در نسبت با تعریف ۱۹۵۸ یک انقلاب گفتمانی بود: 1. تحول سواد از «شاخص سرشماری» به «ابزار سیاستگذاری»: سواد دیگر صرفاً طبقهبندی جمعیت شناختی نبود، بلکه یک مداخله برنامهریزیشده در قالب طرحهای کلان توسعه ملی تعریف میشد. 2. پیوند با اقتصاد سیاسی: سواد به سرمایه انسانی و بهرهوری اقتصادی گره خورد؛ نگاه ابزارگرایانه به اوج رسمیت رسید. 3. ادغام با فرایند تولید: سواد باید با «کار» و «محیط کار» همراه شود؛ این اصل، متعاقباً در روششناسی دورههای آموزش سواد کاربردی (خط پایه، آموزش حین کار) به رشته تحریر درآمد.
۳.۳. توصیههای محتوایی کنگره: تعریف گسترشیافته سواد
گزارش نهایی (ED/217) در پاراگرافهای پایانی خود، چارچوب مفهومی «سواد کاربردی» را با افزودن چند محور عملیاتی تعمیم داد. این محورها در متون دنبالهدار یونسکو در دهه ۱۹۶۰ بارها تکرار شدهاند: - سواد باید با پرورش شغلی، ترویج کشاورزی و آموزش بهداشتی درهمتنیده شود. - سواد باید از «آموزش بنیادین» فاصله گرفته، به یک نظام فرعی از نظام ملی آموزش تبدیل شود؛ یعنی از جریان ناپایدار و پراکنده به یک سازوکار برنامهریزیشده دولتی ارتقا یابد. - سواد باید در اولویتبندی جغرافیایی و شغلی قرار گیرد؛ یعنی به جای توزیع برابر منابع میان همه گروهها، ابتدا بخشهایی از جمعیت که در قلب طرحهای توسعه اقتصادی قرار دارند، هدفگذاری شوند. - سواد باید از طریق مداومت پس از سوادآموزی (Post-literacy / Suivi post-alphabétisation) حفظ شود؛ مفهومسازیای که بعدها به «ادامه یادگیری» (Continuing Education) ارتقا یافت.
۳.۴. تحلیل گفتمانی: تنش میان ابزارگرایی و انسانگرایی
کنگره تهران، در عین انقلاب ابزارگرایانه، محتویاتی انسانگرایانه نیز داشت؛ دوشاکتی که در ظاهر همزیستی مسالمتآمیز داشتند اما پس از شکست نسبی EWLP به جبههبندی گفتمانی تبدیل شدند: - در بخشهای انسانی، گزارش نهایی بر سواد بهمثابه حق و شرط مشارکت تصریح دارد؛ بر اصل ضرورت مشارکت فعال ساکنان در زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه. - در بخشهای فنی-اقتصادی، بر تولید، بهرهوری و بازده تکیه میشود. این دوگانگی—سواد در سیمای «حق» و سواد در سیمای «سرمایه»—در دهه ۱۹۷۰ و در چرخش «فریر» و پائولو فریره به بحران میرسد و بهمرور منجر به بازتولید گفتمان رهاییبخش میشود.
۴. چهاردهمین دوره کنفرانس عمومی (۱۹۶۶): نهادینهسازی جهانی «روز بینالمللی سوادآموزی»
پس از کنگره تهران، چهاردهمین دوره کنفرانس عمومی یونسکو در پاریس (۴ نوامبر تا ۹ دسامبر ۱۹۶۶) یک تصمیم نمادین اما پرتنش اتخاذ کرد: - برای نخستینبار، ۸ سپتامبر بهعنوان روز بینالمللی سوادآموزی (International Literacy Day / Journée internationale de l'alphabétisation) بهطور رسمی نامگذاری شد—یعنی روز افتتاح رسمی کنگره تهران. این انتخاب را باید بهعنوان «نقل مکان نمادین» تهران به پاریس فهمید؛ پاریس نشان عینی افتتاح کنگره تهران را با تاریخ ثابت جهانیسازی کرد. - کنفرانس عمومی، قطعنامهای تصویب کرد که برنامه تجربی جهانی سوادآموزی را در اولویت برنامهای یونسکو تثبیت نمود و مدیریت و اجرای آن را با همکاری برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) و اداری دولتی کشورهای میزبان رسمیسازی کرد. - در همین دوره، یونسکو پیشنویس قطعنامه هنجاری دیگری را نیز مطرح کرد که به نخستین سند هنجاری جهانی درباره سوادآموزی و آموزش بزرگسالان تبدیل شد.
۵. میانجمعبندی بخش دوم: ساختار گفتمانی عصر «سواد کاربردی»
اگر بخواهیم عصر ۱۹۶۰ را از منظر واژگانی-گفتمانی تحلیل کنیم، چهار فرمولبندی را باید مد نظر قرار داد: 1. سواد از وضعیت (State) به فرایند (Process) و سپس به برنامه (Programme) تکامل یافت. تعریف ۱۹۵۸ وضعیت بود؛ EWLP فرایند بود؛ تهران-۱۹۶۶ به آنها بعد برنامه ملی-اقتصادی بخشید. 2. ترمینولوژی دوزبانه در خدمت همان پروژه بود: انگلیسی functional literacy به وضعیت خدمتگزار تأکید داشت و فرانسوی alphabétisation fonctionnelle به عملیات مداخلهگرانه. 3. سواد «حق» نیز خوانده شد اما در سنت برنامهریزی اقتصادی، حقبودگی آن به پسزمینه رفت؛ این مولفه پس از ۱۹۶۷ بازتولید میشود. 4. «ریشهکنی بیسوادی» (Eradication / Éradication) به واژگان کلیدی گفتمان جهانی تبدیل شد؛ واژهای نظامیگونه که سوادآموزی را به یک جبهه جهانی (Front) تشبیه میکرد و از جنس مشترک واژگان دهه ۱۹۶۰ (جنگ علیه فقر، ریشهکنی مالاریا و ...) بود.