بررسی آراء تربیتی امام محمد غزالی و خواجه نصیر الدین طوسی

نویسنده: حسن فراهانی

چکیده

بررسی دیدگاه‌های این دو دانشمند مشخص می‌سازد که امام محمد غزّالی بیش تر به مسائل دینی پرداخته، ولی خواجه نصیرالدین طوسی علاوه بر آن، توجه زیادی به کاوش در طبیعت و افلاک دارد؛ یعنی گرایش بیش تری به مسائل دنیوی و علمی دارد. غزالی تربیت را تدبیر نفس از طریق اعتدال بخشی به قوا و تمایلات از طریق معرفت می‌داند، ولی خواجه تربیت را مراقبت از نشو و نمای آدمی در مسیر طبیعی او به سوی کمال می‌داند. غزالی هدف تربیت را، سیر روح و باطن انسان به سوی حق و وصول به انس و قرب الهی ذکر می‌کند. خواجه عمده‌ترین تربیت را اعتدال میان قوای سه گانه آدمی (شهویه، غضبیه و ناطقه) می‌داند، ولی هر دو صاحب نظر در انتخاب هدف تربیت، بر رسیدن به حقایق تأکید می‌کنند. رسیدن به اراده از طریق تفکر یا گذشتن از تجربه به شهود و پرورش عقل روش تربیتی غزالی است، اما خواجه در روش تربیتی خود، به پیروی از طبیعت فرد توجه ویژه دارد. در روش تربیتی، هر دو مربیان را به استفاده از نظریه «عادت» سفارش کرده‌اند. غزّالی در بحث از اخلاقیات، به تصفیه غرایز و تغییرپذیری اخلاق اشاره می‌کند و پیامبران (علیهم السلام) را بهترین الگوی اخلاق مطرح می‌کند، ولی خواجه در اخلاق، بحث فضیلت و رذیلت را مطرح می‌کند و فضیلت را اعتدال در قوای حکمت و شجاعت و عدالت دانسته، رذیلت را افراط یا تفریط در قوای (شهویه، غضبیه و ناطقه) می‌داند.

مقدمه

نقش تعلیم و تربیت در جهان امروز بر کسی پوشیده نیست. انسان به دلیل ویژگی تربیت پذیری از سایر مخلوقات متمایز شده و گوهر او تنها با تربیت به کمال می‌رسد. ارزش آدمی را نیز می‌توان به میزان برخورداری او از تعلیم و تربیت مشخص کرد. اگر بخواهیم برای تربیت نسل امروز طرح و برنامه ای مدوّن تهیه کنیم، باید از نظریه‌ها و توصیه‌های اندیشمندان پیشین بهره ببریم. کمال مطلوب آدمی و اصول روش‌های جدید تربیت را می‌توان به آسانی از خلال آراء قدمای عالی قدر آموزش و پرورش باز یافت. در سرزمین علم پرور و فرهنگ دوست ما، آثار زیادی از اندیشمندان در زمینه تعلیم و تربیت بر جای مانده است. در این تحقیق، با محدود کردن بحث، به بررسی نظریات دو تن از مربیان مسلمان پرداخته شده است تا امکان بررسی تحلیلی عمیق تری فراهم آید؛ امام محمد غزالی و خواجه نصیرالدین طوسی از جمله صاحب نظران بنام در زمینه تعلیم و تربیت و دارای تجربه وافی بوده‌اند.

از آن جا که امام محمد غزالی در قرن پنجم و خواجه نصیر در قرن هفتم می‌زیسته‌اند، این تحقیق نشان خواهد داد که طی این مدت، آموزش و پرورش و فرهنگ ما تا چه اندازه، متحول شده و پیشرفت نموده است. همچنین بررسی آراء این صاحب نظران ما را با نحوه آموزش و نظام آموزشی در ایران گذشته آشنا می‌سازد و از آن جا که این آراء نشأت گرفته از فرهنگ ما و متناسب با آن می‌باشد، می‌تواند مددکار دست اندرکاران تعلیم و تربیت باشد، گرچه این نظریات از قدمت تاریخی برخوردار است و در عصر حاضر نیز تغییرات و تحولات وسیعی در زمینه تعلیم و تربیت صورت گرفته است، با این وجود تا حد زیادی قابل تطبیق با نظریات جدید است و می‌توان، در غنی سازی محتوا و روش تربیت از آن بهره گرفت.

مقاله کامل را از بخش پیوست دریافت کنید.

راهنما

عضویت در کانال تلگرام