رویکرد آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان

رویکرد آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان از گونه آموزش جایگزین است. آموزش جایگزین جای آموزش رسمی می نشیند. به طور کلی آموزش های جایگزین برآمده از نیازهای کودکان است و اجبارهای آموزش رسمی را که وابسته به ساخت قدرت است، ندارد.

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان از گونه آموزش باکیفیت است و  ویژگی عمده آن آمیختن ادبیات کودکان با موضوع آموزش است. کودکان همیشه و همواره مشتاق شنیدن و خواندن  ادبیات مانند شعر و داستان و دیدن نمایش هستند. هنگامی که داستان، شعر و نمایش با آموزش آمیخته می شود، انگیزه های کودکان برای آموختن درونی شده و درک و شناخت آن ها از سطح به ژرفا می رود.

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان رویکردی جایگزین برای آموزش و پرورش رسمی و پایه است که می‌کوشد از ظرفیت‌های ادبیات کودکان برای آموزش کودکان در دوره پیش دبستان و ابتدایی بهره ببرد. ادبیات کودکان به عنوان پدیده‌ای چند وجهی که هم از سازه‌های شناختی و هم از سازه‌های عاطفی در قالب نوشتار و تصویر و اجراهای نمایشی بهره می‌برد، این توان را دارد که جایگزینی مناسب برای رویکردهای خشک آموزشی با محتواهای کسالت بار باشد.

گرایش کودکان به ادبیات، ریشه در جادو و کشش‌های زبانی دارد. زبان که عامل پیوند کودک با جهان خود و جهان دیگری است چنان گنجایشی دارد که می‌تواند فضاهای تخیلی برای کودک بسازد، فضاهایی چون جهان افسانه‌ها که کودکان را شیفته خود می‌کند و در بستر این فضاها آن چه که باید با زبانی دوستانه و عاطفی به آن‌ها آموزش می‌دهد.

رویکرد آموزش از راه ادبیات هرگز با کودکان و زیست آن‌ها بیگانه نیست. در حقیقت این رویکرد برای هزاران سال با کودکان و همراه آن‌ها بوده است. نیاکان ما در کودکی تنها از راه افسانه‌ها سنت‌ها و فرهنگ خود را می‌آموختند و آموزش می‌دیدند؛ اما درجهان نو این رویکرد به سبب چیرگی شناخت عقلی بر فرهنگ انسانی به کنارزده شد و به جای آن برنامه‌های درسی با رویکرد غیرادبی جایگزین آن شد. کسانی که در این دهه‌ها و شاید سده‌ها برنامه ریز درسی بودند، هرگز به فکرشان نمی‌رسید یا توانایی آن را نداشتند که شاید بتوان آن آموزه‌های شناختی را از راه‌های کارآمدتر و دل نشین تر هم می‌توان به کودکان آموزش داد. کارنامه ناامید کننده بسیاری از کشورها در زمینه آموزش ریاضی به کودکان خردسال نشان دهنده ناکامی آن‌ها در کاربرد روش‌های خشک عقلی در گستره آموزش و پرورش است. با این همه در گوشه کنار جهان گروه‌ها و گرایش‌هایی بودند که نقش ادبیات کودکان را در آموزش کودکان بی جانشین می‌دانستند و همواره بر تأثیر بلند مدت ادبیات کودکان بر ذهن کودکان تاکید داشتند.

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان در سال‌های نخست کودکی چه تفاوت‌هایی با آموزش رسمی دارد؟

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان، هم آموزش است و هم سرگرمی، در حالی که آموزش رسمی تنها روی موضوع آموزش متمرکز است و چندان به نیازهای سرگرمی کودکان آشنا نیست.

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان برپایه سازه زیبایی شناسی شکل می‌گیرد و از سال‌های خردسالی، کودکان را با این سازه در بستر آموزش آشنا می‌کند.

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان مانند آموزش رسمی خشک و گرفته یا عبوس نیست؛ زیرا با زبان عاطفی با کودک ارتباط برقرار می‌کند و کودک خود به خود با شنیدن داستان، ترانه یا شعر به سوی آن کشیده می‌شود.

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان، در ذهن کودک پایدارتر و ماندگارتر خواهد بود، چون برای خردسالان با زبان و کنش‌های آشنا سخن می‌گوید، در حالی که در آموزش رسمی، این پایداری و ماندگاری دیده نمی‌شود، زیرا کودک اگرچه آن‌ها را می‌شنود، اما کم‌تر به دل می‌سپارد.

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان، بر خلاف آموزش رسمی از راه و روش‌های زور و اجبار استفاده نمی‌کند و کودکان با گرایش و میل خود به سوی آن کشیده می‌شوند. در حالی که در آموزش رسمی به سبب زبان منطقی کودکان را باید مجبور کرد که به آن توجه کنند.

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان، به سبب ساختار پیچیده جهان داستان و شعر، خود گونه‌ای آموزش تو در تو است. کودکان نه تنها آموزه‌های درون داستان یا شعر را می‌آموزند که خود ساختار زبانی داستان و شعر نیز آن‌ها را به اندیشه و یادگیری برمی انگیزد. در حالی که در آموزش رسمی متن‌ها و نوشتارها چندان ساختار پیچیده‌ای ندارند که کودکان از کشف آن‌ها لذت ببرند و بیاموزند.

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان هم از زبان نوشتاری و هم از زبان دیداری بهره می‌برد. این دو زبان در پیوند انداموار با هم هستند، در حالی که در آموزش رسمی، اگر زبان دیداری در کنار زبان نوشتاری قرار می‌گیرد، پیوند انداموری میان آن‌ها وجود ندارد و تنها ممکن است زبان تصویری مکمل یا تزیین کننده نوشتارها باشند.

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان به نیازهای روانی، اجتماعی، شناختی و هیجانی کودکان به گونه‌ای جامع پاسخ می‌دهد، در حالی که آموزش رسمی تنها و بیش‌تر تمرکز بر نیازهای شناختی کودک دارد. در این وضعیت کودکی که از راه ادبیات کودکان آموزش می‌بیند، رشدی همه جانبه خواهد داشت و به ویژه این کودکان از جنبه رشد روانی و اجتماعی کودکانی خودبسنده تر و پویاتر خواهند شد.

آموزش خلاق از راه ادبیات کودکان، خردسالان را بیش‌تر درگیر کارهای گروهی می‌کند و در این زمینه ظرفیت‌های بی مانندی دارد، مانند اجرای تئاتر و نمایش که در این وضعیت کودکان چنان درگیر کارهای خلاقانه و بازنمایی‌های هنری می‌شوند که بالاترین آموزه‌های زندگی را در این اجراها می‌آموزند.

راهنما