مقاله‌ها و نوشته‌های فلسفه برای کودک

بررسی نظریه ویگوتسکی از دیدگاه روان شناسی و ارتباط آن با مبانی نظری آموزش فلسفه به کودکان- بخش سوم

میانجی گری یکی از مفاهیم مهمی است که باید در نظریه ویگوتسکی به آن اشاره کرد، زیـرا درک چگونگی تکوین روندهای ذهنی بالاتر با تکیه بر این مفهوم امکان پذیر اسـت. میانجی گری یعنی به کارگیری ابزار یا علائـم فرهنگـی بـرای بـه وجـودآوردن تغییرات کیفی در تفکر؛ بنابراین می‌توان گفت میانجی گری یعنی بـه کـارگیری سیسـتم هـای ارتباطی برای نشان دادن وقایع و از آنجا که سیستم‌های ارتباطی راه‌های تعامل افکار و ایده‌ها هستند، پس زبان سیستمی ارتباطی است که انسان‌ها از آن بـرای بیـان تفکراتشـان اسـتفاده می‌کنند؛

بررسی نظریه ویگوتسکی از دیدگاه روان شناسی و ارتباط آن با مبانی نظری آموزش فلسفه به کودکان- بخش سوم

بررسی نظریه ویگوتسکی از دیدگاه روان شناسی و ارتباط آن با مبانی نظری آموزش فلسفه به کودکان- بخش دوم

در سال‌های اخیر با گرایش به رویکردهای سازندگی گرایی، دو موضوع در مطالعه زبـان مورد توجه قرار گرفته است. اول این که زبان عامل تجلی توانایی‌های شـناختی و عـاطفی برای پرداختن به جهان اطراف، به دیگران و به خود است. دوم ایـن کـه قـوانین زبـانی کـه به وسیله پیروان نظریه فطری نگر مطرح شده است، انتزاعی، منطقی، قـاطع و بسـیار پیچیـده هستند و هدف از آن‌ها تنها روشن ساختن ساختار نحو زبان است، درحالی که علاوه بر نحو، معنا و نقش نیز باید به عنوان دو خصیصه مهم زبان در ایجاد ارتباط و تعامل اجتماعی مـورد نظر قرار گیرند.

بررسی نظریه ویگوتسکی از دیدگاه روان شناسی و ارتباط آن با مبانی نظری آموزش فلسفه به کودکان- بخش دوم

بررسی نظریه ویگوتسکی از دیدگاه روان شناسی و ارتباط آن با مبانی نظری آموزش فلسفه به کودکان- بخش نخست

مقاله حاضر پس از بررسی اجمالی برخی نظریه‌های موجود درباره رشد زبان کودک، ازجمله نظریه‌های رفتارگرا، فطری نگر، و نقش نگر به طور اخص دیدگاه ویگوتسکی درباره رشد زبان و تفکر و ارتباط آن‌ها با یک دیگر را مورد مطالعه قرار داده اسـت. هدف این بررسی نشان دادن شمول نظریه ویگوتسکی در تفسیر ارتباط زبان و تفکر است. بررسی دو مفهوم عمده نظریه وی، یعنی منطقه مجاور رشد و میانجی گـری، روشن کرده است که این دو مفهوم در روند آموزشی فلسفه برای کودکان سـودمند است.

بررسی نظریه ویگوتسکی از دیدگاه روان شناسی و ارتباط آن با مبانی نظری آموزش فلسفه به کودکان- بخش نخست

فلسفه برای کودکان و کنترل پرخاشگری (بخش سوم و پایانی)

«فلسفه برای کودکان» و بهبود همدلی

هدف فلسفه برای کودکان تغییر ریشه‌ای در آموزش است، ازطریق تأکید بر نقش معلم در فعال سازی تفکر کودک، محوری بودن جایگاه کودک و یادگیری ازطریق کشف و آزمایش.

بدین ترتیب رابطه سلسله مراتبی بین بزرگسال و کودک از میان می‌رود و کودک از محدودیت‌های نظام‌های مدرسه‌ای رهایی می‌یابد. مبدعان این برنامه چشم انداز خود را بر دموکراسی اجتماعی دوخته‌اند، چر اکه فلسفه برای کودکان به ویژه مایل است به کودک کمک کند تا مستقل، انتقادی، و معقول فکر کند و نیازها و منافع همه‌ی عوامل، به ویژه خود کودک، را درنظر می‌گیرد.

فلسفه برای کودکان و کنترل پرخاشگری (بخش سوم و پایانی)

«فلسفه برای کودکان» و کنترل پرخاشگری (بخش دوم)

ضرورت برنامه‌های پیشگیرانه

پدیده قلدری برای قلدر، قربانی، شاهدان، و فضای آموزشی زیان بخش است، بنابراین می‌توان گفت که وقوع خشونت در میان افراد کم سن و سال به مثابه‌ی یک مشکل خاص سلامت ملی مطرح است. از این رو پیشگیری اولیه‌ی خشونت از سطوح آغازین اجتماعی شدن، که همان سنین ورود به مدرسه است، کاملاً ضروری است.

«فلسفه برای کودکان» و کنترل پرخاشگری (بخش دوم)

«فلسفه برای کودکان» و کنترل پرخاشگری (بخش اول)

پرخاشگری ، درمیان واکنش‌های هیجانی، به دلیل پیامدهای فردی و اجتماعی‌اش توجه بسیاری از روان‌شناسان و جامعه‌شناسان را به خود جلب کرده است.

«فلسفه برای کودکان» و کنترل پرخاشگری

ضرورت وساطت هنر در آموزش تفکر فلسفی به کودکان (بخش پایانی)

۲-چگونگی وساطت هنر در برنامه‌ی آموزش تفکر فلسفی 

هنر (اثر هنری)، هنرمند و مخاطب در مباحث فلسفی و زیبایی شناسانه، با توجه به تعریفی که ازآن‌ها به عمل می‌آید، می‌توانند با یکدیگر نسبت‌های مختلفی پیدا کنند، ولی آن‌چه در این مجال می‌توان بررسی کرد برمبنای تعریف خاصی از هنر نیست؛ هنـر هـر تعریفی که داشته باشد، می‌تواند ازجهت صورت (دراینجا روش، کالبد و ظاهر واقعی ارائه‌ی هنر مـورد نظر است) و محتوا (در این جا کنش، معنی و باطن حقیقی هنر مورد نظر اسـت )، کـه مـورد مناقشه‌ی اکثر صاحب نظران است، بررسی شود.

ضرورت وساطت هنر در آموزش تفکر فلسفی به کودکان (بخش پایانی)

ضرورت وساطت هنر در آموزش تفکر فلسفی به کودکان (بخش دوم)

روش پژوهش 

پژوهش پیش رو از نوع توصیفی تحلیلی است و در گروه پژوهش‌های کیفی قرار می‌گیرد. این پژوهش با استناد به منابع نظری و تجربیات کارگاهی موجود در برنامه آموزش تفکـر فلسفی به کودکان به تعیین جایگاه هنر در این برنامه می‌پردازد و با رویکردی نظری ابعاد میانجی‌گری هنر را بررسی و تحلیل می‌کند. 

۱. چگونگی و نحوه تعامل هنر و برنامه‌ی فلسفه برای کودکان 

ضرورت وساطت هنر در آموزش تفکر فلسفی به کودکان (بخش دوم)

ضرورت وساطت هنر در آموزش تفکر فلسفی به کودکان (بخش نخست)

برنامه‌ی آموزش تفکر فلسفی به کودکان، فبک، برنامه‌ای درجهت بهبود تفکر کودکان است. پیش گامان این برنامه ادبیات را، به علت کارکردها و خصوصیات نهفته آن، مناسب‌ترین شیوه ارتباط با کودکان دانسته‌اند و این در حالی است که ادبیات نیز جایگزین‌های دیگری پیدا کرده است؛ اکنون این فرض مطرح است که هنر، به عنوان جایگزینی دربرگیرنده ادبیات، به مدد ابزار و روش‌های گوناگون و با محتوای درونی، پاسخ گوی جایگاه بنیادین، نظری و عملی هنر در تفکر است.

ضرورت وساطت هنر در آموزش تفکر فلسفی به کودکان

آموزش فلسفه به کودکان در موزه‌های تعاملی علم (بخش سوم و پایانی)

نمونه‌های پیشنهادی ابزار و دستگاه‌های تعاملی برای عرضه مفاهیم مربوط به آموزش فلسفه به کودکان

در این قسمت از  آموزش فلسفه به کودکانبه نمونه‌هایی از ابزارها و دستگاه‌هایی اشاره می‌شود که استفاده کودک از آن‌ها موجب تحریک ذهنی او می‌شود. کودک می‌تواند در محیطی که این دستگاه‌ها در آن با فضاسازی زیبا و هیجان‌آور تعبیه‌ شده وارد و با آن‌ها مواجه شود، آزادانه به آن‌ها دست بزند و بدون کمک دیگران آن‌ها را به کار اندازد و نتیجه تعامل خود را مشاهده کند.

آموزش فلسفه به کودکان در موزه‌های تعاملی علم (بخش سوم و پایانی)

عضویت در کانال تلگرام