کودک و فلسفه

نویسنده: علی ذوالفقاریان

پروژه صفر مجموعه پژوهش‌هایی درباره آموزش و پرورش در دانشگاه هاروارد است که هدفش ارتقای یادگیری، اندیشیدن و خلاقیت در هنر، علوم انسانی و رشته‌های علمی است. این پروژه را در سال ۱۹۶۷ نلسون گودمن، فیلسوف سرشناس برای پژوهش درباره خلاقیت در هنر بنیان نهاد. او باور داشت که یادگیری هنر باید از نظر شناختی مورد پژوهش جدی قرار بگیرد. همچنین، دیوید پرکینز و هاوارد گاردنر، که برای کسانی که با روانشناسی پرورشی آشنایی دارند شناخته شده است، از سال ۱۹۷۲ تا ۲۰۰۰ با این پروژه همکاری کرده‌اند. پژوهشگران پروژه دستاوردهایشان را در سایت و کتاب‌ها به چاپ می‌رسانند و در کنار آن کارگاه و گردهمایی برگزار می‌کنند. پروژه «ديدني انديشيدن» یکی از آن‌هاست.

نوشته : editor /
تعداد دیدگاه: 1 /
ذهن کودکانه و درک مفاهیم فلسفی

ارسطو حیرت را سر آغاز فلسفه ورزی بشر می‌داند و حیرت در اولین مواجهه آدمی با پدیده ای پرسش برانگیز رخ می‌دهد، می‌توان کودکان را فیلسوفانی بالقوه دانست که هیچ تجربه ای از زندگی و دنیای پیرامون خود ندارند و با تحیر در برابر همه چیز از چیستی و چرایی آن می‌پرسند. با فلسفه می‌توان به پاسخگویی به حس کنجکاوی طبیعی کودک و همچنین درگیر کردن آن‌ها در یافتن معانی و تعمق بخشیدن به فهم آن پرداخت. از آنجا که کارکرد برنامه جدید «فلسفه براي كودكان» القا و آموختن مفاهیم و شیوه‌های فلسفی به کودکان است، می‌تواند مدخلی برای ورود به مبحث اصلی یعنی «ذهن كودكانه و درك مفاهيم فلسفي» باشد. در اواخر سال ۱۹۶۰ مهارت‌های فکری سطح پائین و فقدان قدرت استدلال و تمیز و داوری ای که دانشجویان در زمان ورود به دانشگاه داشتند مورد توجه یک پروفسور فلسفه از دانشگاه کلمبیا به نام میتولیپمن قرار گرفت. او به این نتیجه رسید که اگر قرار است برخورد موثر با این مسئله صورت گیرد، باید هر چه زودتر و قبل از آن که این عادت‌های فکری در فرد جایگزین شود به این موضوع رسیدگی کرد یعنی دردوران کودکی. 

نوشته : editor /
تعداد دیدگاه: 0 /
ضرورت آموزش فلسفه برای کودکان، جای خالی کودکان فیلسوف در مدارس کشور

وقتی بچه‌ها الفبای فارسی را می‌آموزند و یا می‌توانند ۲۲ را جمع بزنند بیش از آن که خود آن‌ها از فراگیری این مهارت‌ها خوشحال باشند این والدین هستند که از این رویداد مهم در زندگی فرزندانشان ذوق زده می‌شوند.این «آموختن» راه ورود بچه‌هاست به دنیایی بزرگ تر و دروازه ورود آن‌هاست برای توسعه ارتباطات بهتر و بیشتر و مهم‌تر از همه این‌ها یافتن راه حل‌های ساده و دشوار برای حل مشکلاتی است که با قدکشیدن کودکان بزرگ و بزرگ تر می‌شود. همان قدر که ورود به مدرسه و آموختن در زندگی فردی و اجتماعی تاثیر گذار است چگونه فکر کردن و تفکر کردن هم اهمیت دارد. اما متاسفانه بسیاری از ما اولیای خانه و مدرسه از یک مقوله بسیار مهم غافلیم. نمی‌دانیم که می‌توانیم و باید «تفكر» را هم آموزش داد. آموختن آن هم سن و سالی دارد. همان طور که الفبای فارسی را در ۷-۶ سالگی به بچه می‌آموزیم الفبای تفکر را هم در سن خاص خود باید بیاموزیم وگرنه به همان اندازه که آموختن الفبای فارسی در ۲۰ سالگی دشوار است آموختن الفبای تفکر هم در ۲۰ سالگی دشوار است.

نوشته : editor /
تعداد دیدگاه: 0 /
 چراهای بزرگ کودکانه

یکی از شاخه‌های پرطرفدار فلسفی نزد پژوهشگران و فیلسوفان معاصر، فلسفه کودکی یا فلسفه کودکان است. پرسش از چگونگی فرایند اندیشیدن نزد کودکان و ویژگی‌ها و مؤلفه‌های آن، از جمله دل‌مشغولی‌های این زمینه فلسفی است. اکنون در غرب مراکز و کارگاه‌هایی در این حوزه مشغول به فعالیت هستند. در ایران نیز چند سالی است که توجه پژوهشگران به این زمینه جلب شده است. مطلب حاضر نگاهی دارد به سرشت مطالعات مرتبط با فلسفه کودک.

نوشته : admin /
تعداد دیدگاه: 0 /
 کوچکانه فلسفیدن

«فلسفه برای کودکان» حکایت از گرایش و به تبع آن برنامه‌ای دارد که کودکان را مستعد فلسفه‌ورزی می‌داند و بر این نظر است که می‌توان و باید با برنامه‌ای دقیق کودکان را با مفاهیم و موضوعات فلسفی آشنا کرد. معمولاً «متیو لیپمن» را پایه‌گذار برنامه فلسفه برای کودکان می‌دانند. او در کتاب «تفکر در تعلیم و تربیت» خود مبانی این برنامه را تشریح کرده است. در ایران نیز چند سالی است که رشته فلسفه برای کودکان و لزوم تدوین برنامه‌ای در این راستا، توسط پژوهشگران دنبال می‌شود. مطلبی که از پی می‌آید مربوط به ادامه سلسله‌نشست‌های تخصصی‌ای است که گروه فلسفه برای کودکان و نوجوانان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار می‌کند. نشست اخیر که به «بررسی رویکردهای تأثیر فلسفه بر کودکان در فرهنگ» اختصاص داشت در 30 دی‌ماه با حضور دکتر قاسم پورحسن، دکتر سعید ناجی، دکتر فرزین بانکی، دکتر یحیی قائدی و دکتر مهرنوش هدایتی برپا شد.

نوشته : admin /
تعداد دیدگاه: 0 /
فلسفه برای کودکان و نوجوانان چیست؟

در اواخر سال‌های ۱۹۶۰، زمانی که متیو لیپمن در دانشگاه کلمبیا واقع در نیویورک در رشته فلسفه مشغول تدریس بود متوجه شد که دانشجویانش فاقد قدرت استدلال و قدرت تمیز و داوری هستند و همچنین متوجه شد که برای اینکه قدرت تفکر این دانشجویان به طور چشم‌گیری تقویت شود، دیگر بسیار دیر شده بود. او به این فکر افتادم که این کار می‌بایست در دوران کودکی انجام می‌گرفت. باید وقتی کودکان و نوجوانان در سن یازده یا دوازده‌سالگی بودند، یکسری دوره‌های درسی در خصوص تفکر انتقادی یا حل مساله می گذاردند؛ اما برای تهیه موضوعی قابل‌فهم و مورد پسند کودکان و نوجوانان، بایستی متون درسی به صورت داستان نوشته می‌شد، داستانی درباره منطق اکتشافی کودکان؛ اما این کار نیز باید با دقت و ظرافت بسیار انجام می‌گرفت. این داستان‌ها باید راجع به فلسفه مورد اکتشاف کودکان می‌بود.

نوشته : admin /
تعداد دیدگاه: 0 /

عضویت در کانال تلگرام